1-4-1- هدف اصلی10
1-4-2- اهداف فرعی10
1-5- سؤال پژوهش10
1-6- فرضیه پژوهش10
1-7- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی10
1-8- روش پژوهش11
1-9- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها12
1-10- سازماندهی تحقیق12
فصل دوم: مباحث نظری و تاریخی در روابط ایران و روسیه
2-1- بخش اول: مباحث تئوریک14
2-1-1- مکتب رئالیسم14
2-1-2- مبانی و سیر تحول تئوری‎‌های رئالیستی16
2-2- مبانی رئالیسم و مناظره های درون پارادایمی17
2-2-1- رئالیسم کلاسیک19
2-2-2- رئالیسم ساختارگرا21
2-2-2-1- رئالیسم ساختارگرای تدافعی21
2-2-2-2- رئالیسم‌ ساختارگرای‌ تـهاجمی23
2-2-3- رئالیسم نوکلاسیک26
2-3- بخش دوم: تاریخچه روابط ایران و روسیه30
2-3-1- مقدمه30
2-3-2- زمینه روابط ایران و روسیه31
2-3-3- پیشینه روابط ایران و روسیه32
2-3-4- جنگ‌‌های اول ایران و روس و معاهده گلستان33
2-3-5- جنگ دوم ایران و روس34
2-3-6- روابط ایران و روسیه تا آغاز انقلاب مشروطیت36
2-3-7- روابط خارجی ایران و شوروی در زمان جنگ تحمیلی (بین سال‌‌های 1359 تا 1367)40
2-3-7-1- مقطع اول: بی‌طرفی شوروی در جنگ (سه سال اول جنگ تحمیلی)40
2-3-7-2- مقطع دوم: حمایت شوروی از عراق42
2-3-7-3- مقطع سوم: حمایت شوروی از عراق ( از زمان گورباچف تا پایان جنگ تحمیلی)44
2-3-8- روابط ایران و روسیه پس از فروپاشی‌ شوروی47
2-3-9- روابط ایران و روسیه از سال 2000 تا کنون49
2-3-9-1- روابط منطقه‌ای ایران و روسیه49
2-3-9-2- رابطه ایران و روسیه در سطح بین الملل57
2-3-9-3- موانع و چالش‌های روابط دو کشور در سطوح منطقه‌ای و بین المللی60
2-3-9-4- پیشنهادها برای تسهیل و گسترش روابط ایران و روسیه61
2-3-10- افزایش روابط راهبردی (تثبیت روابط کنونی ایران و روسیه)63
2-3-11- وضعیت کنونی روابط ایران و روسیه در حوزه امنیتی، دفاعی، ژئو پلیتیک و در واقع اقتصادی و غیره64
2-3-12- حوضه ژئوپلیتیک و جهان چند قطبی و حرکت کردن به سمت جهان تک قطبی64
2-3-13- نگاه سیاستگذاران کرملین یا هسته‌ی اصلی سیاست خارجی روسیه به روابط با ایران65
2-3-14- آینده‌ی روابط و نقش متغیرهای دخیل65
2-4- نتیجه‌گیری66
فصل سوم: سیاست خارجی روسیه در مورد مسأله هسته‌ای ایران
3-1- مقدمه68
3-2- عامل ایران در روابط روسیه با آمریکا69
3-3- دو راهی انتخاب ثبات استراتژیک یا رقابت استراتژیک؟70
3-4- جایگاه ایران در سیاست خارجی روسیه73
3-5- تأثیر تحولات داخلی روسیه بر پرونده هسته‌ای ایران73
3-6- نگرانی‌‌های مشترک آمریکا و روسیه75
3-7- نتیجه گیری77
فصل چهارم: چرایی وجود بی اعتمادی در روابط ایران و روسیه
4-1- مقدمه79
4-2- تحلیل عملکرد تاریخی روسیه در قبال ایران79
4-2-1- تناقض رفتاری79
4-2-2- ارتباط دوگانه80
4-2-3- دخالت80
4-2-4- حضور نظامی80
4-3- تحلیل اصول علمی سیاست خارجی ایران در مورد روسیه80
4-3-1- مقابله80
4-3-2- احتیاط81
4-3-3- کم اهمیت کردن مسأله81
4-3-4- تاکید بر بعد حقوقی مسأله81
4-3-5- ایران از نگاه نخبگان روسی81
4-4- محور‌های اصلی روابط ایران و روسیه82
4-4-1- دخالت و تأثیرگذاری قدرت ثالث در روابط دو کشور83
4-4-2- برتری ماهیت ژئوپلتیک بر ماهیت ژئواکونومیک روابط دو کشور83
4-4-3- تردید نسبت به نهادینه ساختن روابط به دلیل بی‌اعتمادی تاریخی84
4-5- علل بی اعتمادی ایران به روسیه87
4-5-1- علل تاریخی87
4-5-1- 1- مقاوله نامه گلستان (1813)87
4-5-1-2- عهدنامه ترکمانچای (1828)88
4-5-1-3- قرارداد درباره تقسیم عرصه‌های نفوذ روسیه و بریتانیا در ایران88
4-5-1-4- اشغال ایران در سال 1941 توسط نیروهای شوروی و انگلیسی88
4-5-1-5- حزب توده88
4-5-1-6- تلاش برای ملحق کردن آذربایجان به شوروی89
4-5-1-7- پشتیبانی از کردهای ایرانی در جمهوری مهاباد89
4-5-1-8- جنگ افغانی شوروی89
4-5-1-9- حمایت از صدام حسین در جنگ ایران و عراق90
4-5-1-10- تقسیم ناعادلانه دریای خزر90
4-5-1-11- معامله گور- چرنومیردین91
4-5-1-12- علل پنهانی ساخت طولانی نیروگاه اتمی بوشهر91

4-5-1-13- حمایت روسیه از تحریم‌های ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل متحد92
4-5-1-14- اس-300 و قراردادهای دیگر92
4-5-1-15- نفوذ غرب در اقتصاد و سیاست روسیه93
4-5-2- دلایل سیاسی93
4-5-2-1- از بعد اقتصادی94
4-5-2-2- چالش‌های منطقه‌ای (روابط سیاسی)95
4-5-2-3- عرصه بین‌المللی97
4-5-2-4- مشترک نبودن تهدیدات98

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-6- ملاحظات روابط ایران و روسیه99
4-6-1- واکاوی روابط ایران و روسیه در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی99
4-7- اولویت‌های روابط ایران و روسیه103
4-8- عوامل تغییر سیاست خارجی روسیه در قبال ایران104
4-9- آسیب‌شناسی روابط ایران و روسیه107
4-10- ظرفیت‌های همکاری ایران و روسیه110
4-11- نتیجه‌گیری111
فصل پنچم: بحث و نتیجه گیری
5-1- نتیجه‌گیری114
5-2- راهکار‌ها و پیشنهادات120
منابع123
چکیده:
هدف از انجام این پژوهش بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه از سال 2000 تا کنون میباشد. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی بهره برده شده است که با استفاده از مکتب رئالیسم به توضیح و تحلیل مطالب پرداخته شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که ایران نمی‌تواند به کمک روسیه به لغو تحریم‌ها و دستیابی به شکوفایی اقتصادی دست یابد. اختلافات کهنه بین سیاست‌های خارجی جمهوری اسلامی ایران از بُعد تاریخی و همچنین تفاوت در برداشت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی بین این دو کشور همواره باعث گردیده است تا روابط این دو کشور در طول تاریخ با بی اعتمادی همراه باشد. هرچند در طی چند سال گذشته این رابطه به طور چشمگیری افزایش یافته، اما نمیتوان محافظهکاریهای دو جانبه از طرف این دو کشور را نادیده گرفت. در این پژوهش با بررسی علل تاریخی بی اعتمادی در بین دو کشور از گذشته تا کنون به بررسی بی اعتمادی‌های جدید در روابط حاصله در چند سال اخیر پرداخته می‌شود.
کلید واژه ها: سیاست خارجی، روابط خارجی، بی‌اعتمادی (روابط ایران و روسیه)
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1- بیان مسأله
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، جمهوری اسلامی ایران و روسیه در فضای جدیدی قرار گرفتند و بر همین اساس دو کشور مناسبات‌شان را در ترتیبات بین‌المللی و منطقه‌ای تنظیم نمودند. روابط دوجانبه دو کشور ایران و روسیه قدمت بسیاری داشته و در سطوح مختلف دو جانبه، منطقه‌ای و بین المللی بوده است. در سطح دو جانبه، دو کشور به مبادلات اقتصادی و همکاری نظامی و هسته‌ای روی آورده‌اند؛ در سطح منطقه‌ای در خصوص حل و فصل بحرانها و نزاع منطقهای، نظیر بحران تاجیکستان و افغانستان با همدیگر همکاری نمودند، همین طور در مورد بهره برداری از منابع انرژی حوزه دریای خزر دو کشور رویه‌ی همکاری در ارتباط با تثبیت یک رژیم حقوقی مورد قبول کشور‌های ساحل این دریاچه و مقابله با نفوذ قدرت‌های فرا منطقه‌ای اتخاذ نمودند و در سطح بین‌الملل هر دو کشور نارضایتی خود را از نظام تک قطبی و سیاست‌های یک جانبه گرایان آمریکا اعلام کرده‌اند. با این وجود، روابط دو کشور همواره با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است؛ به شکلی که گاهی زمان‌ها دو کشور به گونه‌ای به هم نزدیک شده‌اند که صحبت از مشارکت راهبردی آنها به میان آمده و گاهی نیز چنان از هم فاصله گرفته‌اند که به مرز تیرگی در روابط رسیده اند. به هرحال واقعیت‌‌های موجود بیانگر آن است که نشانه‌هایی از بی‌اعتمادی و ابهام در روابط دو کشور وجود دارد و دلیل این امر را می‌توان در اختلافات مبانی و زیربنایی فکری، سیاسی و ایدئولوژیکی بین دو کشور دانست، زیرا نظام روسیه که ملهم از نظام کمونیست و در واقع ادامه‌ی سیاست‌‌های توسعهطلبانه تزاری حکومت‌‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی است بنا به رویکرد سیاست خارجی خود که دسترسی به آب‌‌های گرم خلیج فارس است همواره و در طول تاریخ، ایران را به عنوان مانعی در راه دستیابی به این هدف خود دانسته است در مقابل ایران نیز که با تغییرات ایدئولوژیک شکل گرفته در دهه 60 هجری همواره به دنبال سیاست نه شرقی و نه غربی بوده است با نفی هرگونه سلطه‌پذیری، مانع از هر نوع حضور سلطه جویانه روسیه در ایران شده است. در چنین وضعیتی، روابط ایران و روسیه تحت تأثیر وقایع مهم تاریخی قرار گرفته است.
می‌توان گفت روابط ایران و روسیه آن گونه که تصور می‌شود از استحکام و انسجام برخوردار نبوده و در شرایط شکنند‌ه‌ای قرار دارد. در افکار عمومی ایرانیان صحنه‌‌های ویژه تاریخی و سیاسی ریشه دوانده و مانع از اتخاذ رویکردی اعتماد آمیز با روسیه می‌شود، بر اساس نظرسنجی‌‌های صورت گرفته بیش از 90 درصد ایرانیان نسبت به روسیه بی‌اعتماد هستند و بسیاری از ایرانیان هنوز از روسیه تصور شوروی سابق را در ذهن دارند (فصلنامه روابط خارجی، شماره اول 1390).
مقامات روسیه همواره از قدرت‌یابی ایران بیم‌ناک بوده‌اند. آنان شکلگیری ایران قدرتمند نظامی، سیاسی و استراتژیک را نمادی از تهدید علیه خود می‌دانند. بنابراین، طبیعی است که با قدرت‌یابی ایران مخالفت نمایند. این مسأله در دوران‌‌های گذشته وجود داشته و بعد از جنگ سرد نیز تداوم یافته است.
الگوی رفتاری روسیه در مواجهه با ایران را باید تلاش سامان یافته برای محدودسازی ایران دانست. طبعاً رویکرد کشور‌های غربی به ایران نیز فضای مناسبی را برای روسیه در زمینه‌ی مشارکت بیشتر با جهان غرب به منظور محدودسازی ایران فراهم کرده است. این الگو در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشدید گردید. سیر فوق نشان می‌دهد محدودیت‌ها و فشار‌های روسیه عامل شکل‌گیری شرایط جنگ سرد در روابط دو کشور است.
مرز‌های مشترک جغرافیایی و تاریخ سیاسی گذشته نشان می‌دهد که دو کشور به گونه‌ای گریز‌ناپذیر نیازمند همکاری و مشارکت با یکدیگرند به رغم چنین ضرورت‌هایی شواهد و فرایند‌‌های شکل گرفته بیانگر آن است که روابط دو کشور مبتنی بر همکاری و حسن نیت نبوده است. مسأله مورد بررسی این است که چه موانع و مشکلاتی در روابط ایران و روسیه سبب شده که این دو کشور هیچ گاه نتوانند از ظرفیت‌‌های واقعی یکدیگر برای توسعه روابط دو جانبه بهره گیرند.
در واقع سوالی که ذهن محقق را به خود مشغول ساخته این است که چرا علی رغم اتحاد و همراهی کنونی ایران و روسیه، نوعی بی اعتمادی در روابط دو کشور وجود دارد؟

1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش
ایران موفق شده است انزوای بین المللی را که رژیم تحریم‌‌های فلج کننده غربی برای آن فراهم کرده بود، هر چند فقط تا حدی معینی و به طور ناکامل، بشکند. با این وجود، سرعت توسعه روابط روسی- ایرانی تا کنون به سطح شراکت راهبردی نرسیده است. چه چیزی برخورد محتاطانه طرف ایرانی را سبب می‌شود؟ چه چیزی مانع از آن می‌شود که تهران، مسکو را شریک مطمئن سیاسی و اقتصادی خود به حساب آورد؟ پاسخ به این سؤالات و بسیاری پرسش‌های دیگر، دلایل اهمیت انجام این پژوهش را دو چندان نموده است.
با وجود اینکه دو کشور ایران و روسیه به دلیل نزدیکی جغرافیایی و قرار گرفتن در یک منطقه استراتژیک می‌توانند نیاز‌های اقتصاد داخلی و منطقه‌ای همدیگر را تأمین نمایند و هم می‌توانند الگویی از این نوع همکاری‌ها برای دیگر کشور‌‌های جهان باشند ولی در سطح کلان و مقاطع مختلف تاریخی ما شاهد بروز بی‌اعتمادی و تزلزل در روابط بین دو کشور هستیم. این پژوهش در پی یافتن پاسخ به این ضرورت است که چرا دو کشور علی رغم وجود جنبه‌‌های مشترک دارای حس بی‌اعتمادی روز افزون نسبت به یکدیگر هستند.

1-3- پیشینه پژوهش
برای بررسی بهتر هر موضوع نیاز به فراهم سازی یک پایه‌ی علمی در خصوص موضوع مورد بحث داریم، به علاوه گردآوری اطلاعات مرتبط با موضوع و بیان پیشینه‌ی تحقیق نشانه‌ی تسلط محقق بر موضوع مورد بحث است. در زمینه روابط ایران و روسیه کتاب‌ها و مقالات مختلفی به رشته تحریر در آمده است که می‌توان به صورت گذرا به موارد ذیل اشاره کرد.
متقی و همکاران (1393) در پژوهش خود با عنوان “عملگرایی راهبردی در روابط جمهوری اسلامی ایران و روسیه” بیان نمود روسیه از جمله بازیگران سیاست بین الملل است که در شکل بندی‌های قدرت نظام جهانی به عنوان نیروی تأثیرگذار تأثیرپذیر ایفای نقش می‌نماید. درک روابط ج. ا. ایران و روسیه در چارچوب همکاری‌های راهبردی، نیازمند شناخت نگرش جهانی و منطقه‌ای بازیگران است. ج. ا. ایران مانند روسیه با الگوی توزیع قدرت در سیاست جهانی مخالفت دارد. در چنین شرایطی این پرسش را می‌توان مطرح کرد که همکاری‌های ایران و روسیه دارای چه ویژگی‌هایی می‌باشد؟ به نظر نگارندگان، عملگرایی راهبردی به عنوان محور اصلی روابط ج. ا. ایران و روسیه در حوزه‌های مختلف جغرافیایی تحلیل می‌گردد. تحقق این امر، نیازمند «ائتلاف‌سازی»، «بی‌طرف سازی راهبردی»، «همکاری‌های راهکنشی» و «موازنه سازی ساختاری» با بازیگرانی مانند روسیه می‌باشد که دارای رویکرد ژئوپلیتیکی در الگوهای کنش همکاری جویانه و یا رقابتی در سطح بین المللی می‌باشند.
سلطانینژاد و شاپوری (1392) پژوهشی با عنوان “روسیه و مناقشه هسته‌ای ایران” انجام داده‌اند. این مقاله به بررسی سیاست روسیه در رابطه با مناقشه هسته‌ای ایران و عوامل تأثیرگذار بر آن می‌پردازد. استدلال اصلی مقاله بر آن است که روسیه در چارچوب ملاحظات امنیتی خویش، مسأله هسته‌ای ایران را با برخی از مهمترین مسائل امنیتی پیرامونی خود از جمله بحث گسترش ناتو به شرق، طرح سپر دفاع موشکی امریکا و ناتو در شرق اروپا، امنیت انرژی و اقتصاد خویش و همچنین موضوعات مربوط به امنیت منطقه گره زده است. منظور این است که مسکو به مناقشه هسته‌ای ایران به عنوان یک موضوع مستقل در سیاست خارجی خود نگاه نمی‌کند، بلکه آن را با برخی از ملاحظات و مناسبات امنیتی مهم خود با طرفین اصلی این مناقشه یعنی ایران و غرب – مخصوصا امریکا – پیوند زده است. با این اقدام، کرملین تلاش می‌کند با انجام یک بازی ظریف سیاسی در تحولات مربوط به این مناقشه منافع خود را برآورده کند. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که در چنین شرایطی استمرار مناقشه هسته‌ای ایران تا جایی که منجر به برخورد سخت بین طرفین اصلی آن نگردد در جهت منافع مسکو است. در واقع استمرار این مناقشه، قدرت چانه زنی کرملین را در رابطه با ایران و غرب -به خصوص امریکا- پیرامون مسائل و مناسبات مختلف منطقه‌ای و بین المللی بالا می‌برد.
جعفری و ذوالفقاری (1392) در پژوهشی با عنوان “روابط ایران و روسیه، همگرایی یا واگرایی؟” بیان نمودند روسیه و ایران یکی از تباری اروپایی و نژادی اسلاو و دیگری از تباری آسیایی و نژادی غیراسلاو هستند. متناسب با نوع برداشت از ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود، به ایفای نقش در نظم سازی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی می‌پردازند. تغییرهای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک و تفاوت رویکردهای اعلامی و اعمالی، تغییرهای تاریخ سازی را در عرصه‌های تقابل یا تعامل میان دو کشور ایجاد کرده، به گونه‌ای که چگونگی و چرایی ناپایداری این رابطه را، در مقام پرسش این پژوهش نشانده است. در بیان چگونگی شکنندگی رابطه بین ایران و روسیه، باید به تفاوت سطح و تقابل ادراک دو کشور اشاره کرد؛ بدین معنا که نگاه روسیه به ایران، تاکتیکی و ابزاری و در سطح مسایل منطقه‌ای و دوجانبه است، در حالی که نگاه ایران به روسیه، آرمانی و مبتنی بر عقلانیت ایدئولوژیک و در سطح مسایل کلان است. اما در پاسخ به چرایی موضوع، باید به برتری نگاه ژئوپلیتیک بر ژئواکونومیک اشاره کرد. بدین ترتیب که، ماهیت سیاسی روابط ایران و روسیه، بر ماهیت اقتصادی آن سایه افکنده است.
امیدی (1390) در مقاله خود تحت عنوان “چالشهای ساختاری روابط راهبردی ایران و روسیه: سلطه ‌ستیزی ایرانی و عمل‌گرایی روسی” بیان داشت یکی از موضوع‌های مهم سیاست خارجی هر کشور، چگونگی تنظیم روابط با قدرت‌های بزرگ است. تکوین جمهوری اسلامی ایران در سال 1979، ماهیت روابط ایران با قدرت‌های بزرگ را دچار تغییر بنیادین کرده است. هر چند از اواخر دهه 1980، ایران و شوروی و به‌ دنبال آن روسیه به بهبود روابط متقابل اقدام کرده ‌اند، ولی این بهبودی منجر به روابط راهبردی نشده است. اعتقاد بر این است که ایران از روی مصلحت (به‌ دلیل روابط اختلاف برانگیز ایران و غرب) به مسکو گرایش نشان داده است‌‌ و از سوی دیگر، هدف‌ها و خط ‌‌‌‌‌مشی‌های سیاست خارجی روسیه با هدف‌های ایران در عرصه بین ‌المللی در مواردی تفاوت دارد. به ‌نظر می‌رسد که ایران و روسیه با یکدیگر تضاد راهبردی نداشته باشند، ولی وجود یک ساختار انحصار گونه بین ‌المللی که بنابر آن تهران به ‌دلیل فشار غرب در مواردی ناچار است که برخی کالاهای مورد نیاز خود از سیاسی و اقتصادی را از طرف مسکو تامین کند و همچنین نظریه سلطه ستیزی ایرانی و عمل ‌گرایی روسی توجیه کننده برخی از شکاف‌های روابط دو کشور باشد که این مقاله بر اساس آنها تنظیم شده است.
کرمی (1389) در مقاله خود تحت عنوان “روابط ایران و روسیه در سال‌های 1368 تا 1388: بسترها، عوامل و محدودیتها” بیان داشت ایران و روسیه در پانصد سال گذشته روابطی پر فراز و نشیب و همراه با دوستی و دشمنی با یکدیگر داشته‌اند. این روابط از همکاری‌های دوره صفویه، به خصومت، جنگ و مداخلات دوره قاجار و سپس روابط خصمانه و گاه دوستانه دوره پهلوی و سرانجام همکاری‌های بیست سال اخیر (1368 تا 1388) رسیده است. در این مقاله تلاش شده تا با ترسیم وضعیت بیست ساله همکاری‌های دو کشور در عرصه‌های مختلف، به بررسی بسترهای داخلی، منطقه‌ای و جهانی مؤثر بر شکل گیری آن پرداخته و موقعیت ژئوپلیتیک جدید (دور شدن روسیه از مرزهای ایران) را به عنوان یک متغیر مهم و مؤثر مورد کند و کاو قرار دهد. در واقع، هدف اصلی این مقاله آن است که به تأثیر تحولات ژئوپلیتیک بر همکاری‌های دو کشور در بیست سال گذشته بپردازد و وارد مسایل و مشکلات پیش آمده در یک سال اخیر نخواهد شد.
بیگدلی و سخندان درابی (1388) در مقاله خود تحت عنوان “بررسی روابط ایران و روسیه در دوران میرزا آقاخان نوری” بیان داشت میرزا آقاخان اعتمادالدوله نوری یکی از شخصیت‌های منفی در حافظه جمعی ملت ایران است. او را معمولاً به عنوان کسی که مسئول عقد معاهده صلح پاریس بین ایران و بریتانیا بود، به خیانت کاری توصیف کرده‌اند که هرات یکی از تاریخی‌ترین نقاط میهنش را دو دستی به بریتانیا واگذار کرد. زندگی و شخصیت میرزا آقا خان صدر اعظم نوری، بیشتر به خاطر اینکه پس از امیرکبیر صدر اعظم گردید و همچنین به علت درگیری وی در سقوط امیرکبیر، دستخوش قضاوت‌ها و برداشت‌های گوناگون بوده است. ایران در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری قربانی درمانده دسیسه‌های خارجی دو کشور استعمارگر آن زمان، یعنی بریتانیا و روسیه، بود. کشورهای روس و بریتانیا مصادف با دوره قاجار سیاست استعماری و جهان خواری خود را در ایران هم پی جویی می‌کردند خواه ناخواه ایران هم به بازی بزرگی که بین آنها شروع شده بود، خصوصا بریتانیا، وارد شد؛ اصلی که از طرف محققان و مولفان تاریخ پنهان باقی مانده و همیشه نظر بر این بوده که دیپلماسی ایران ناکارآمد یا فاسد بوده است؛ در حالی که نگرش ژئوپلتیک آن دو کشور نادیده گرفته شد و همچنین حق کاپیتولاسیون که بریتانیا و روس بارها و بارها از آن سو استفاده می‌کردند. در زمان صدارت میرزا آقا خان نوری، وی برای اینکه سنگ تعادلی در مقابل روسیه و بریتانیا برقرار سازد، دست به ایجاد رابطه با دول اروپایی و آمریکایی زد. در واقع، از دوره وی بود که پای کشورهای خارجی به ایران کشانده شد. در این مقاله، روابط ایران و روس و نقش ایران در جنگ کریمه مورد بررسی قرار گرفته است.
خاکپور (1388) در کتاب «روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی 1941-1975» بیشتر به چگونگی تأثیرات عوامل تاریخی و سیاسی بر نحوه تعاملات و روابط بین دو کشور تأکید کرده است. نکته‌ی مهمی که در بررسی این کتاب می‌توان به آن اشاره کرد توجه به نظام سیاسی ایران در دوران رژیم پهلوی و نیز ساختار کمونیستی شوروی به عنوان یکی از دو ابر قدرت جهان بود، که البته تأثیرات جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق بر روابط بین ایران و شوروی در این دوره به خوبی مشهود است.
جهانگیر کرمی(1388) در کتاب خود با عنوان”روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه” بیان می‌کند: دگرگونی نظام‌های سیاسی، موقعیت ژئوپلتیک و منطقه‌ای و ساختار نظام بین‌الملل، دو دولت ایران و روسیه را در وضعیت ویژه‌ای برای همکاری قرار داده و دوره‌ای از مناسبات را برای دو کشور در دو دهه کنونی فراهم آورده است. وجود ایران پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و روسیه پس از امپراطوری شوروی و نظام کمونیستی و دور از سرزمین ایران به پیدایش یک منطقه هایل انجامیده که دغدغه‌‌های مشترکی چون کنترل بحران‌های موجود، حفظ وضع موجود و ثبات منطقه‌ای، سد نفوذ قدرت‌های بزرگ و سایر کشورهای دورتر، در دولت را به سمت همکاری در موارد متعدد رانده است. نگارنده در این کتاب مطالبی چون تاریخ روابط ایران و روسیه، روسیه جدید، ایران در مسیری جدید، دنیای جدید و نظام بین‌الملل پس از جنگ سرد، همکاری‌های دو کشور در دوره جدید، مسایل و مشکلات در روابط دو کشور، ظرفیت‌های دو کشور و ارائه پیشنهادات و راه‌کارهایی برای رساندن وضع موجود به ظرفیت‌های واقعی دو کشور را بررسی می‌کند.
اصغر بالسینی (1387) در کتاب خود تحت عنوان “رویکرد اقتصادی به روابط ایران و روسیه” به بررسی شاخص‌ها و متغیرهای مهم اقتصادی و سیاسی و ریسک کشورهای مورد و شناسایی بازیگران مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… این کشورها، می‌پردازد. همچنین اهداف و سیاست‌های متقابل دو کشور در تعامل با یکدیگر و فرصت‌ها و تهدیداتی که آن کشور برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی پدید می‌آورد نیز با نگاهی دقیق و موشکافانه مورد بررسی قرار گرفته است. گزارش کشوری روسیه از جمله گزارش‌های منتشر شده از این سری می‌باشد که با توجه به اهمیت روسیه در عرصه سیاست ایران، چالش‌های این کشور در زمینه مسائل حقوقی و اقتصادی دریای خزر با کشورمان و همکاری‌های هسته‌ای آن با ایران در اولویت قرار گرفته است. ولادمیر پوتین در دوران حاکمیتش بر مسند ریاست جمهوری روسیه تلاش نمود جایگاه کشورش را در عرصه بین المللی و نیز توانمندی اقتصادی آنرا مجدداً احیا نماید. تحولات مربوط به اروپای شرقی و مجادلات جدی این کشور در حوزه قفقاز با آمریکا رویکرد جدیدی را در روابط این کشور با جامعه جهانی و همچنین جمهوری اسلامی ایران رقم خواهد زد. شناخت مناسب توانمندی‌های این کشور می‌تواند فرصت‌های مناسبی را برای گسترش روابط اقتصادی در اختیار کشورمان قرار دهد.
مهدی سنایی و جهانگیر کرمی (1387) در کتابی با عنوان “روابط ایران و روسیه” به بررسی مناسبات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی(دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی) و نظامی دو کشور پرداخته و تصویری جامع از تعاملات تهران و مسکو خلال دو دهه اخیر به دست داده است. این کتاب مشتمل بر 17 مقاله از صاحب‌نظران و کارشناسان مختلف روابط ایران و روسیه است که هدف از گردآوری و ارائه آن، بررسی مبانی و موضوعات مختلف در روابط دو کشور و تحولات آن، به ویژه در دو دهه اخیر بوده است.
کتایون پرتوی (1381) «سیاست خارجی منطقهای کرملین در ایران (78-1917)» در بررسی رویدادهای تاریخی سال‌های بین 78-1917 سعی شد سیاست خارجی منطقه‌ای شوروی در قبال ایران بعنوان یک مدل مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از این بررسی را میتوان به ترتیب زیر جمع بندی کرد: شوروی از 1917 تا 1940 ابتدا سیاست تحبیب و گسترش روابط دوستانه را در پیش گرفت تا به این طریق ضمن تأمین منافع اقتصادی خود، به تدریج زمینه را برای گسترش حوزه‌ی ایدئولوژیک خود آماده نماید و در عین حال با تداوم سیاست دوستانه، موازنه قوا با انگلیس را به سود خود دگرگون سازد. پس از جنگ جهانی دوم و با آغاز شکل‌گیری نظام دو قطبی در جهان، سیاست شوروی نسبت به ایران و کشورهای همسایه خود، تجاوزکارانه و مداخله گرانه است و می‌کوشد با ایجاد حریم امنیتی از اروپای شرقی تا آسیا مرزی حائل از کشورهای کمونیست را بین خود و کشورهای غربی به وجود آورد تا از این طریق موازنه جدید قوا را برقرار نماید. این مرحله از سیاست خارجی شوروی در قبال ایران گاه با تجاوز و گاه با صبر و انتظار همراه است. سیاست خارجی منطقه‌ای شوروی در این دوران تابعی است از متغیرهای حاکم بر نظام بین المللی و بیشتر بر یک راهبرد تهاجمی استوار است که میل به عدالت طلبی و آزادی خواهی و نجات از استعمار بسیاری از کشورهای جهان زمینه‌ی این تهاجم را تسهیل می‌کند. دستاورد سیاست خارجی شوروی در این مرحله در ایران اگر چه به شکست می‌انجامد، اما از نظر جهانی در مقایسه با هزینه‌های آمریکا و شوروی برای کسب حوزه‌های نفوذ، موفق‌تر از آمریکاست و در عین حال علت عمده کامیابی سیاست خارجی ایران در برابر شوروی شدت رویارویی و تضاد موجود بین دو ابرقدرت است. با آغاز دوره تنشزدایی شوروی بجای انتخاب راهبردی بر مبنای ایدئولوژی، راهبرد توسعه‌ی روابط تجاری و بازرگانی و همکاری را برای دستیابی به منافع خود بر میگزیند و بجای شیوه توسل به زور همکاری را گسترش می‌دهد. در این مرحله حوزه‌های نفوذ دو ابرقدرت مشخص شده‌اند، در نتیجه درگیری‌های نظامی و رقابت‌های تسلیحاتی و ایجاد جنگ در حوزههای نفوذ سیاسی فرصت بهتری را برای تأمین منافع ملی فراهم می‌کند. دگرگونی دیدگاه شوروی نسبت به ایران در این هنگام علاوه بر ملاحظات جهانی ناشی از عامل مهم دیگری نیز می‌باشد که همانا تغییر نگرش کنگره‌ی بیستم حزب کمونیست شوروی نسبت به جهان سرمایه داری است.
کولایی (1380) کتاب «اتحاد جماهیر شوروی و انقلاب اسلامی ایران»: در کتاب دکتر کولایی با توجه به نگرش چپ‌گرایانه‌ی ایشان و نیز متأثر از گرایش‌‌های سیاسی نویسنده آن نگاهی توام با بدبینی و شک و تردید به روابط ایران و شوروی داشته است و در پی بیان این مسأله بوده است که همان‌قدر که دول غربی در پی نفوذ و حاکمیت بر ایران در دوره قبل از انقلاب بوده‌اند روسیه در بعد از انقلاب نیز در پی چنین رویکردی بوده و می‌باشد.

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف اصلی
بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه از سال 2000 تا کنون
1-4-2- اهداف فرعی
1- دستیابی به یک چهارچوب نظری در خصوص علل بی‌اعتمادی بین دو کشور ایران و روسیه
2- بیان حدود و ثغور تضاد منافع دو کشور ایران و روسیه

1-5- سؤال پژوهش
علل بی اعتمادی در روابط بین دو کشور ایران و روسیه چیست؟

1-6- فرضیه پژوهش
تردید‌های داخلی در ایران در مورد میزان پایبندی و توانمندی روسیه در برآورده‌سازی نیاز‌های استراتژیک ایران، باعث شکلگیری عدم اعتماد در افکار عمومی ایرانیان نسبت به روسیه گردیده است.

1-7- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
سیاست خارجی
سیاست خارجی عبارتست از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. به‌ طور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بینالمللی از سوی دولت‌ها انجام میپذیرد. سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد به عبارتی جهتی را که یک دولت بر میگزیند و در آن از خود تحرک نشان میدهد و نیز شیوهی نگرش دولت را نسبت به جامعهی بین‌المللی، سیاست خارجی می‌گویند. به هر حال مقوله سیاست خارجی از پیچیده‌ترین و گسترده‌ترین و عمیق‌ترین مقولات در میان تمامی شاخه‌های علوم اجتماعی است که ده‌ها و حتی صدها عامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، تاریخی و تکنیکی در داخل واحد‌های سیاسی و در سطوح مختلف نظام بین‌الملل در آن دخالت مجرد یا متقابل دارند از این رو در تدوین و تنظیم و هدایت سیاست خارجی، عوامل و متغیرهای گوناگونی دخالت دارند که بدون شک آگاهی از کم و کیف و آثار متقابل آنها برای درک آن چه که در سیستم سیاست گذاری یک کشور می‌گذرد، مفید است. از میان آنها ویژگی‌ها و خصلت‌های ملی، ساختار و بافت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژی، موقعیت جغرافیایی، تهدیدات و بالاخره ادراک و برداشت سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان در مورد کم و کیف عوامل و متغیرهای مذکور از همه مهم‌تر و اساسی‌تر است (مقتدر 1358، 131).
روابط خارجی
روابط خارجی به مدیریت روابط میان سازمان اداری یک دولت با دیگر دولت‌ها گفته می‌شود. هدف اصلی چنین سازمان‌هایی ایجاد، توسعه و مدیریت سیاست خارجی و در نتیجه تعریف این روابط از منظر منافع ملی در محیط بین‌المللی می‌باشد.
بیاعتمادی (روابط ایران و روسیه)
بیاعتمادی عبارت است از مجموع‌های از نگرش‌های منفی نسبت به موضوعات سیاسی که این موضوعات هم به رژیم سیاسی و هم متصدیان اقتدار در جامعه برمیگردد (شایگان 1386، 7). در واقع یک سری نگرش‌های منفی در روابط سیاسی ایران و روسیه وجود دارد که نشات گرفته از روابط ناهنجار گذشته و هم چنین برخی یکجانبه گرایی هایی است که بین دو کشور وجود دارد.

1-8- روش پژوهش
روش پژوهش در این پایان نامه توصیفی – تحلیلی و با استناد به نظریه واقع گرایی (رئالیسم) به بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه در چند دهه اخیر پرداخته شده است. رئالیسم معمولا به معنای داشتن درک صحیحی از خصایص رویدادها یا امور واقع یا اشخاص است بدون اینکه توسط احساساتی از قبیل بیم یا امید یا عشق یا نفرت، یا تمایل به آرمانی سازی یا کم بهاسازی یا چیز دیگری که مانع مشاهده دقیق شود و حاصل نوعی  فشار احساسی باشد مخدوش گردد.
رئالیسم به عنوان مکتب نظری غالب روابط بینالملل در دوره پس از جنگ جهانی دوم محسوب و سایر نظریههای روابط بینالملل اغلب بهعنوان واکنشی در برابر این نظریه انگاشته می‌شود. رئالیسم با توجه به غنای نظری به عنوان چهارچوبی مفهومی و تئوریک برای تبیین و تحلیل پدیدهها و تحولات روابط بینالملل و سیاست خارجی مورد استفاده قرار گرفته است. اما از آنجایی که پارادایم رئالیسم به شاخهها و گرایشات مختلفی تقسیم می‌شود یا به عبارت دیگر ما شاهد مناظرههای درون پاردایمی مختلفی در رئالیسم هستیم میتوان به تبیینهای مختلف رئالیستی در مقولههای مختلف نیز اشاره کرد. یکی از مقولههایی که نظریههای رئالیستی مختلف تبیینهای متفاوتی در خصوص آن ارائه میدهند، بررسی و تبیین سیاست خارجی دولت‌ها و سطح اعتماد در روابط بینالمللی در این سیاستگذاری است. با توجه به رویکردهای رئالیستی متفاوت به سیاست خارجی، هدف نوشتار حاضر بررسی علل بیاعتمادی در روابط ایران و روسیه در چند دهه گذشته تا کنون است.

1-9- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها
روش پژوهش در این پایاننامه، توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری داده‌ها از کتاب‌ها، روزنامه‌ها، ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هایی که در زمینه روابط ایران و روسیه مقالاتی به رشته تحریر در آورده‌اند، خواهد بود.

1-10- سازماندهی تحقیق
پژوهش حاضر با موضوع”بررسی علل بی اعتمادی در روابط بین ایران و روسیه” در پنج فصل تنظیم گردیده است.
فصل اول، به بررسی مفاهیم روش‌شناسی پژوهش پرداخته است. در فصل دوم، چهارچوب نظری و تاریخچه روابط ایران و روسیه مورد تجزیه و تحلیل قرار‌ می‌گیرد. در فصل سوم به سیاست خارجی روسیه در مورد مسأله هسته‌ای ایران اشاره‌ می‌شود.
در فصل چهارم چرایی وجود بی اعتمادی در روابط ایران و روسیه پرداخته شده است.
و در فصل پنجم پژوهش نیز نتیجه گیری و همچنین ارائه پیشنهادات آمده است.

فصل دوم:
مباحث نظری و تاریخی در روابط ایران و روسیه

2-1- بخش اول: مباحث تئوریک
انتخاب نظریه خاص برای تبیین روابط بین روسیه و ایران، انتخابی دشواری است، چرا که در بررسی تاریخ روابط دو دولت، رفتارها و عملکرد‌های آن‌ها به قدری پیچیده است که قرار دادن این مناسبات در قالب هر یک از نظریه‌‌های روابط بین‌الملل، باعث برخورد به نقاط ضعف و قوت آن نظریه خاص خواهد شد. پایه‌‌های بنیادین استراتژی کلان دولت روسیه با ایران در سلسله حاکمان مختلف، توجه به «منافع ملی» و «امنیت ملی» در اولویت‌ها بوده است. به این ‌ترتیب، بر مبنای روش‌شناختی علمی در این پژوهش به گزینش نظریه یا نظریه‌هایی می‌پردازیم که بتواند روابط دو دولت را بهتر توجیه نماید.
2-1-1- مکتب رئالیسم
واقع‌گرایی یا مکتب اصالت واقع، در فلسفه جدید، عقید‌های است، قائل به این‌که واقعیّت موضوعی، یا جهان مادّی، مستقل از آگاهی ذهن وجود دارد و خصایص و طبیعت آن از این‌که دانسته شود، متاثّر نمی‌شود. در فلسفه قدیم و قرون وسطی نیز نظریهای است، که حقیقت جهان مادی را از ادراک بشری، مستقل می‌کند. یعنی اشیاء، وجود مستقل دارند و وجودشان، به ادراک‌کننده بستگی ندارد (شعاری‌نژاد 1375، 336).
رئالیسم در مقابل تصوّرگرایی – که به‌وجود کلیات در خارج از ذهن اعتقاد نداشت- و نام‌گرایی- که یکسره منکر کلیات بود و هیچ نحو وجودی نه در خارج و نه در ذهن برای آن قائل نبود و کلّی را فقط لفظ خالی می‌دانست- اقامه شد (دیمیان 1376، 14).
پیروان مکتب اصالت اسمی (نام‌گرایی)، معتقد به جدایی تدریجی جهان اندیشه از واقعیات عینی هستند و معتقدند که جهان درونی آگاهی، به‌تدریج از جهان خارجی (یا بیرونی حس‌ها) جدا می‌شود و قانونی جهان‌شمول وجود ندارد؛ که ذاتا در اشیاء مشابه موجود باشد. جهان‌شمول‌ها صرفاً نام‌هایی غیرواقعی و اعتباری هستند، که بر سر آن‌ها به توافق رسیده‌ایم. امّا واقع‌گرایی، معتقد است که مفاهیم انتزاعی، به ‌مثابه وجودی جوهری و هستی واقعی دارند. برخلاف ایده‌آلیسم، رئالیسم جهان خارجی را مستقل از درک و ذهنیّت ما تلقّی و براین نکته تاکید می‌کند، که این جهان خارجی، با دقّتی معنادار، در تجربیّات حسی ما منعکس می‌شود (عضدانلو 1384، 324).
واقع‌گرایی به‌عنوان یک شیوه خلّاق، پدید‌های است، تاریخی که در مرحله معیّنی از تکامل فکری بشر، زمانی‌که انسان‌ها، نیاز مبرمی به شناخت ماهیّت و جهت تکامل اجتماعی پیدا کردند، زمانی‌که مردم، نخست، به‌طور مبهم و سپس آگاهانه، به این حقیقت پی بردند؛ که اعمال و افکار انسان از هیجان‌‌های سرکش یا نقشه الهی ناشی نشده؛ بلکه از علّت‌‌های واقعی، یا اگر دقیق‌تر گفته باشیم، از علت‌‌های مادی سرچشمه می‌گیرد، به ‌ظهور رسید (ماکس 1357، 12).
می‌تو‌ان تاریخچه تصوّر واقعیّت را با نظر پارمنیدس آغاز کرد، که صریحا قلمرو واقعیت را مقابل عرضگاه ظاهر و نمود دانسته است (صدری 1379، 26). در نظریه مثل افلاطون نیز بر اینکه مُثُل (ایده‌ها)، واقعی‌ترند تا موجودات فردی و محسوس؛ که چیزی جز انعکاس و تصویر آن مُثُل نیستند (لالاند 1377، 627)، ریشه‌‌های واقع‌گرایی به چشم می‌خورد. دکارت نیز در نظریه تفکیک‌ناپذیر بودن زندگی و تفکّر و فرانسیس بیکن که در حصول شناخت جهان، توجه خود را به اهمیّت تجربه معطوف می‌کرد، اندیشه علمی را دست‌خوش تحوّل کیفی نموده و راه را برای نفوذ در طبیعت اشیاء وامور جهان باز کردند (لالاند 1377، 13).
رئالیسم در غرب به اقتضای غلبه‌اش بر طبقه پیشین (طبقه جدید) و برخورداری از وحدت و رفاه اجتماعی، در آغاز، با خوش‌بینی، امید، اعتماد و جسارت، به هستی نگاه می‌کرد و با واقعیّت اجتماعی که درست به‌ساز آن طبقه می‌رقصید، بر سر مهر بود و واقع‌گرایی، نتیجه ضروری چنین روحیهای بوده است (شاین مهر 1377، 79).
نظریه‎های رئالیستی که گاه از آنها به صورت مکتب اندیشهی سیاست قدرت یاد می‎شود (قوام 1384، 79)، از آغاز شکل‎گیری رشتهی روابط بین‎الملل نظریهی غالب سیاست جهانی بوده‎اند (بیلیس و اسمیت 1388، 330). در قرن بیستم پس از ناکامی نظریه‎های لیبرالیستی در تبیین و تحلیل رویدادها و تحولات نظام بین‎الملل تئوری‎های رئالیستی حضور چشم‌گیری در عرصهی تئوریک روابط بین‎الملل یافتند. اگرچه می‎توان خط مشی این نظریه‎ها را تا دوران باستان نیز مشاهده نمود اما استفاده از این رویکرد به صورت یک رویکردِ نظری برای تجزیه و تحلیل سیاست بین‎الملل از اواخر دههی 1930م و اوایل دههی 1940م وارد عرصهی روابط بین‎الملل شد (قوام 1384، 79).
در قرن بیستم شاهد پویایی خاصی در این نظریه بوده‎ایم. تئوری‎پردازنی همچون‌ای اچ کار1، رینولد نیبور2، ریمون آرون3 و آرنولد ولفورز4 در تحولات آن سهم بسزایی داشته‎اند. با این وجود مهمترین نظریه‎پردازی که توانست نظریه نسبتا جامع رئالیستی در باب روابط بین‎الملل ارائه دهد هانس جی مورگنتا5 بود که نظریهی رئالیسم را بهطور جدی وارد عرصهی تئوریک روابط بین‎الملل نمود. او با نگارش کتاب “سیاست میان ملت‎ها” سعی نمود تا تبیینی منطقی از رفتار دولت‎ها ارائه دهد (مشیرزاده 1386، 74).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید